برای بابایی...
![]()
یه روزی میام جلوی دخترم و بهش میگم...
فرشته کوچولوی من..
اون دستایی که تو الان با دستای کوچولوت میگیری. اول تو دستای من بوده!
اون صورتی که تو الان بین دو تا دستت میگیری و میبوسیش اول جای لبای من بوده!
اون سینه ای که سرتو میذاری روش و خودتو لوس میکنی براش جاییه که من روش آروم میشم!
اونیکه تو بهش میگی بابایی کل زندگیه مامانیه!
این آقا عشق منه . هیچ وقت رو حرفش حرف نیار . نبینم بهش بی احترامی کنیا!
من و تو و داداشت امید های بابایی هستیم
هیچ وقت عصبانیش نکنیا . آخه اگه اون نباشه ...
دیگه هیچ وقت مامانی هم تو این دنیا نیس...


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



برای بابایی... 
